افتخار میکنم پسرم لباس مقدس پدر را بپوشد
| خوشقول است و درست در زمان مقرر همکلاممان میشود. مشغله را بهانه میکند و مصاحبه را تلفنی تنظیم میکند، اما از میان صحبتهایش پیداست که دلیل این مصاحبه تلفنی چه چیزی میتواند باشد. سراسر مصاحبه صدایش بغضآلود است، اما با اعتقادی که برخاسته از وجودش است چنان محکم صحبت میکند که تکتک درد دلهایش را میتوانیم تصور کنیم. به صحبت از عشقش که میرسد... بغض بیشتر شده و گاه راه گلویش را میبندد. او تنها دو جا نمیتواند این بغض شیرین را کنترل کند، یکی زمانی که از «بابا» نوشتن پسر هفت سالهاش میگوید و حالش را برایمان توصیف میکند که چگونه با هر حرف «ب.ا.ب.ا» چقدر بیتابی میکند و حتی تبدار میشده و یکبار وقتی از حال دخترش هنگام شهادت پدرش میگوید و از توداری او برای اینکه «مامان غصه نخورد» صحبت میکند. کاملاً مشخص است که یاد نگرفته خودخواه باشد. نه آن روزهایی که علیرغم همه سختیها و همه نگرانیها و دلتنگیها مردش را راهی میدان نبرد میکرد و نه امروز که همسر را در خانه ندارد و کارهای مردانه را هم برعهده گرفته است. آن زمان دلش رضایت همسر را میطلبید و اکنون شادی و آسایش فرزندان را... فقط زمانی که در خلوت فرصتی دست دهد یاد خودش میافتد و میتواند کمی ببارد و دل سبک کند تا فردا صبح باز هم همان مادر مقاوم و با صلابت شود. اینها خصوصیات همسر نخستین شهید مدافع حرم است. فهیمه اکبری همسر شهید «محرم ترک» که ۶ سال پیش، آن زمان که خیلیها با گوش دادن به رسانههای بیگانه تصور میکردند مردم سوریه برای برکناری دیکتاتور انقلاب خواهند کرد دوشادوش همسرش پشت پرده نقشههای شوم تروریستی را لمس کرده و در میدان مبارزه با آنها پیشگام شده بودند. فهیمه اکبری امروز که داعش به لطف خدا و جانفشانیهای مدافعان حرم نابود شده هم تکلیفمدار است و میگوید نباید فکر کنیم همه چیز تمام شده و باید گوش به فرمان رهبری باشیم و به موقع در میدان مبارزه حاضر شویم. فرصتی دست داد تا با او هم کلام شویم هر چند که به خاطر شرایط پسر هفت سالهاش که این روزها مدام پدران دوستانش را در جلوی مدرسه به نظاره نشسته و با چشمان اشکبار راهی خانه میشود نشد که گفتوگو را حضوری تنظیم کنیم. بخوانید ماحصل این مصاحبه را. |
|