گفت و شنود/ داووس
0
یارو دستش خورد به آفتابه، ناگهان غول جادو از آن بیرون آمد و گفت؛ یک خواسته تو را برآورده میکنم.

یارو دستش خورد به آفتابه، ناگهان غول جادو از آن بیرون آمد و گفت؛ یک خواسته تو را برآورده میکنم.