قابهای گرافیکی از رهبر شهید انقلاب اسلامی از نگاه تصویرگران+آثار
گرافیک و پوستر، نه حاشیهی تاریخ، بلکه خودِ تاریخسازند؛ چراکه آنچه در نهایت از یک شخصیت باقی میماند، نه فقط آن چیزی است که انجام داده، بلکه آن چیزی است که «دیده» و «به تصویر کشیده» شده است.
به گزارش خبرنگار ایلنا، در تاریخ معاصر ایران، ماندگاری چهرههای برجسته صرفاً حاصل کنش سیاسی یا فرهنگی آنان نیست؛ بلکه به شدت وابسته به «بازنمایی»شان در حافظهی جمعی است و این بازنمایی، بیش از هر رسانهای، در گرافیک، پوستر و تصویرگری متبلور میشود. تصویر، برخلاف متن، بیواسطه عمل میکند؛ به ناخودآگاه نفوذ میکند و از مسیر عاطفه، اسطوره میسازد.
اگر به تجربهی ایران در دهههای گذشته نگاه کنیم (از پوسترهای انقلاب ۵۷ تا تولیدات تصویری دوران جنگ ایران و عراق)، میبینیم که گرافیک نه فقط ابزار اطلاعرسانی، بلکه دستگاهی برای «تثبیت معنا» بوده است. در این بستر، چهرهها از سطح «فرد» به سطح «نماد» ارتقا مییابند. تصویرگری، با حذف جزئیات روزمره و برجستهسازی نشانههای خاص (شامل نور، رنگ و موارد دیگر)، نوعی تقطیر معنایی انجام میدهد؛ فرآیندی که در آن، یک شخصیت تاریخی به یک «شمایل» یا به زیان تخصصیتر (Icon)، بدل میشود.
