پنهان در پشت خود، در نقد کتاب «یک فنجان چای» - 2
این حرف ها نشان می دهد که او از ابتدا هم به این مبارزات و افکار، عقیده نداشته و آن ها را افکار خودش نمی دانسته است. دقت در گفته های امیر فطانت، و ساواکی های دیگر و بررسی زندگی آن ها همچنان نشان می دهد که آنان موجوداتی مفلوک و در سایه اند. آن ها همیشه خود را از دید مردم پنهان می کنند و ساواکی بودن حتی برای اعضای خانواده شان هم موضوعی شرم آور و غیرانسانی است که باید پنهانش کرد. اگر آدمی مانند ثابتی به ساواکی بودنش افتخار می کند و اعمالش را خدمت به مردم کشورش می داند؛ چرا حتی در این زندگی تبعیدی هم خودش را از دیگران مخفی می کند و حاضر نیست حتی در مصاحبه هایش جلوی دوربین قرارگیرد؟
